
اسلام آباد: به گزارش راز نیوز| علی رغم تاکید پی در پی اسلام آباد و تهران بر برادری اسلامی، مناسبات دو کشور نه بر اساس ارزش های مشترک بلکه بر پایه متزلزل عدم اعتماد راهبردی، تنش های امنیتی و جبر ژئوپلیتیکی رقابتی شکل گرفته است.
اگرچه روایت برادری اسلامی که مدتهاست در روابط دو کشور و بیشتر از سوی پاکستان مطرح می شود، اما بررسی دقیق این اظهار نظرها نشان می دهد که اینگونه شعارها تا حد بسیار زیادی تنها یک شعار نمادین بوده است. در پوشش بیانیه های همبستگی، یک رابطه پر تنش و پیچیده پنهان شده و مناقشات مرزی، تهدیدات نیابتی و صف بندی قدرت خارجی اثباتی بر این مدعا می باشد.
حملات اخیر ایران به اهدافی در امتداد مرز نا امن پاکستان، این گسل های اساسی در مناسبات دو کشور را برجسته می کند؛ گفته می شود ایران هفته گذشته چندین اردوگاه متعلق به تروریست های جیش الظلم را در امتداد مرز پاکستان هدف قرار داده است، گروهی که از مدت ها در مناطق مرزی به فعالیت های تروریستی پرداخته و ایران چندین مرتبه نهادهای امنیتی پاکستان از جمله آی اس آی اصلی ترین نهاد امنیتی این کشور را به حمایت و ارتباط با جیش الظلم متهم کرده است.
ایران پس از این حمله در بیانیه ای اعلام کرد که یک هسته عملیاتی گروهک تروریستی جیش الظلم را پس از نفوذ اعضای آن از آن سوی مرز پاکستان به منطقه راسک استان سیستان و بلوچستان هدف قرار داده است.
مقامات ایران همواره این حملات را به عنوان عملیات های ضد تروریستی علیه گروه هایی که از پناهگاه های مرزی فعالیت می کنند مطرح کرده اند و بر این امر تاکید کرده اند که این حملات علیه نهادهای دولتی پاکستان نبوده بلکه علیه تروریست های مسلح غیر دولتی در منطقه انجام می شود.
مطرح شدن این موضوع از سوی ایران به ویژه در برهه حساس کنونی که پاکستان میانجی و میزبان مهمترین مذاکرات صلح میان تهران و واشنگتن است، به عنوان شرمساری دیپلماتیک برای اسلام آباد تلقی می شود.
پیش از این در سال 2024 نیز ایران اردوگاه های تروریست های جیش الظلم در خاک پاکستان را هدف حملات خود قرار داده بود که در پاسخ به آن، پاکستان نیز مواضعی از گروه های فعال علیه خود را در خاک ایران نشانه گرفته بود. این اقدام متقابل باعث ایجاد زمینه هایی برای آغاز درگیری نظامی مستقیم میان دو کشور شد، اما پس از تنش های مختصر دیپلماتیک شامل بازگرداندن سفرای خود و تعلیق روابط عالی رتبه میان دو کشور خاتمه یافت.
ایران می داند که پاکستان متحد آمریکا است و از زمان جنگ افغانستان تاکنون همواره در خدمت منافع آمریکایی فعالیت کرده است. در تلاش های میانجی گری فعلی نیز اگرچه ایران مطلع است که اسلام آباد به عنوان یک میانجی همسو با آمریکا عمل می کند، اما به دلیل برخی ملاحظات و محدودیتهای خود، این وضعیت را تحمل کرده و حتی از نقش میانجی گرانه آن تمجید میکند.
بازی با ترامپ
با این حال با توجه به انتقادات اخیر کارشناسان تلویزیونی ایران از پاکستان مبنی بر اینکه آیا پاکستان پیام های ایران را از کانال های قابل اعتماد به آمریکا منتقل می کند می توان متوجه شد این نرمش رویکرد تهران مطلق نیست.
این کارشناسان نسبت به درستی و نحوه انتقال پیام های ایران به ترامپ ابراز نگرانی کرده اند، زیرا با توجه به اینکه شخص ترامپ به شدت به لحن گفتگو و ملاحظات شخصی در مذاکرات حساس است، امکان آن وجود که پیام های منتقل شده به ترامپ از سوی اسلام آباد به گونه ای فیلتر و یا تنظیم شود تا توهین به ترامپ تلقی نشود.
این نگرانیها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که پاکستان تحت رهبری شهباز شریف و فرماندهی ارتش به ریاست عاصم منیر، در تعاملات دیپلماتیک خود بهگونهای عمل میکند که گویی در جهت جلب رضایت ترامپ حرکت میکند.
این تمام ماجرا نیست. ابراهیم رضایی، نماینده دشتستان و سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران نیز طی پیامی تأکید کرد که پاکستان «میانجی مناسبی نیست» و مدعی شد این کشور جانبدار بوده و تمایل دارد منافع آمریکا را در نظر بگیرد.
وی در پیام خود در شبکه ایکس نوشت: «پاکستان دوست و همسایه خوبی برای ماست، اما میانجی مناسبی برای مذاکرات نیست و اعتبار لازم برای این نقش را ندارد. آنها همواره منافع ترامپ را در نظر میگیرند و برخلاف خواستههای آمریکا سخنی نمیگویند.»
سوء تفاهم لبنان
این موضوع در سوء تفاهم ایجاد شده در پیام مرتبط با آتش بس اولیه نیز منعکس شده است، در حالی که ایران بر گنجانده شدن لبنان در آتش بس تاکید داشت، آمریکا آن را به صراحت انکار می کرد.
ابراهیم رضایی در ارتباط با این موضوع نیز با انتقاد از سکوت اسلام آباد افزود: «آنها حاضر نیستند به جهان بگویند که آمریکا ابتدا پیشنهاد پاکستان را پذیرفت، اما سپس از حرف خود عقبنشینی کرد. آنها نمیگویند که آمریکاییها در مورد مسئله لبنان یا داراییهای مسدود شده تعهداتی داشتند، اما نتوانستند به آنها عمل کنند. یک میانجی باید بی طرف باشد، نه اینکه همیشه به یک طرف متمایل باشد.»
از داخل پاکستان نیز گزارش ها از رویکرد جانبگرایانه عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان در دیدار با علمای شیعه این کشور حکایت دارد؛ وی با فراخواندن جمعی از علمای مطرح شیعه از سراسر کشور در یک نشست چند ساعته، این علما و روحانیون را به دلیل اعلام همبستگی و حمایت از ایران مورد انتقاد شدید قرار داده و در سخنانی تند خطاب به آنها گفت: اگر به ایران علاقه دارید، به آنجا بروید.
مسئله بلوچستان نیز یکی دیگر از موارد محل مناقشه میان ایران و پاکستان می باشد، این منطقه دو بخش یعنی ایالت بلوچستان پاکستان و استان سیستان و بلوچستان ایران را شامل می شود، این دو منطقه از مدت های طولانی به مرکز فعالیت گروه های شورشی و تجزیه طلب تبدیل گشته است.
در دو طرف مرزهای نا امن گروه های مختلفی فعالیت دارند؛ در بلوچستان پاکستان گروه هایی همچون ارتش آزادی بخش بلوچ(BLA) و جبهه آزادی بخش بلوچستان(BLF) و در بخش ایران نیز گروه جیش الظلم فعال هستند. این گروه ها تاکنون چندین مرتبه از آن سوی مرزها مواضع نیروهای امنیتی را هدف حملات خود قرار داده اند.
اسلام آباد و تهران چندین مرتبه یکدیگر را به حمایت از این گروه ها و فراهم نمودن پناهگاه های امن در کشورهای خود متهم کرده اند. این بی اعتمادی متقابل باعث تداوم تنشهای امنیتی، وقوع گاهبهگاه حملات فرامرزی و شکلگیری سطحی گستردهتر از بیاعتمادی در روابط دو جانبه شده است، با وجود آنکه دو کشور در مقاطعی برای مقابله با شبکههای مسلح در منطقه همکاریهایی نیز داشتهاند.
چالش خط لوله گاز
با وجود همسایگی جغرافیایی، پاکستان همچنان از دسترسی به منابع انرژی ارزان ایران محروم مانده؛ موضوعی که عمدتاً به فشارها و مخالفتهای آمریکا نسبت داده میشود و نشان دهنده محدودیت های اسلام آباد در تصمیم گیری مستقل در حوزه سیاست خارجی است.
در همین راستا، پروژه خط لوله گاز ایران–پاکستان که سالها پیش کلید خورد، همچنان بلاتکلیف مانده است. ایران بخش مربوط به خود را تکمیل کرده، اما پاکستان به دلیل نگرانی از تحریم های آمریکا اجرای تعهداتش را به تعویق انداخته است. تهران نیز در واکنش، بارها پاکستان را نسبت به پیگیری حقوقی و مطالبه غرامت تهدید کرده است.
این وضعیت در حالی است که روابط دو کشور اغلب با عنوان «برادرانه» توصیف میشود، اما در عمل، اختلافات امنیتی، فشارهای خارجی و رقابت های منطقه ای باعث شده این روابط با بی اعتمادی و احتیاط همراه باشد. تحلیلگران معتقدند تعامل تهران و اسلامآباد بیش از آنکه مبتنی بر همگرایی باشد، ناشی از ملاحظات راهبردی و ضرورتهای منطقهای است.