
اسلام آباد: به گزارش راز نیوز| گزارشی تازه درباره وضعیت امنیتی پاکستان نشان میدهد این کشور با محیطی پیچیده و چندلایه از تهدیدات امنیتی مواجه شده که در آن تحریک طالبان پاکستان(TTP) همچنان مهم ترین تهدید علیه ثبات ملی به شمار میرود و در کنار آن ارتش آزادی بخش بلوچ(BLA) نیز به بیثباتسازی مناطق جنوبغربی کشور ادامه میدهد.
در این گزارش، ضمن بررسی تحولات و حملات اخیر، بر وجود پیوندهای کمتر مورد توجه میان این دو گروه تأکید شده و آمده است که رویکرد ضد تروریسم پاکستان همچنان پراکنده و ناکارآمد باقی مانده، زیرا اسلامآباد تهدیدهای موجود را به عنوان بحرانهایی جداگانه میبیند و نه بخشی از یک چالش امنیتی بههمپیوسته.
بر اساس این گزارش، جوامع بلوچ و پشتون دارای پیوندهای دیرینه فرهنگی و قبیلهای هستند و ایالت های بلوچستان و خیبر پختون خوا همچنان اصلی ترین مناطق ضعف حکمرانی در پاکستان محسوب میشوند. همچنین اعلام یکجانبه استقلال بلوچستان در ماه مه 2025، همزمان با افزایش فشارهای امنیتی در شمال غرب کشور، ممکن است بزرگ ترین بحران داخلی تاریخ پاکستان را رقم زده باشد.
گزارش میافزاید: پاکستان در آغاز سال 2025 با فشارهای فزاینده داخلی روبرو بوده و برای حفظ کنترل امنیتی با چالش های مختلفی مواجه شده است. در این میان، ارتش آزادی بخش بلوچ و تحریک طالبان پاکستان به دو بازیگر اصلی برهم زننده ثبات کشور تبدیل شدهاند که هر یک از ضعفهای ساختاری دولت پاکستان بهره میبرند.
به نوشته این گزارش، موج جدید ناامنیها از مارس 2025 و با حمله ارتش آزادی بخش بلوچ به قطار «جعفر اکسپرس» آغاز شد و سپس با درگیریهای مکرر در امتداد مرز افغانستان ادامه یافت؛ جایی که اسلامآباد، طالبان افغانستان را به پناه دادن به نیروهای تحریک طالبان پاکستان متهم میکند.
این وضعیت با افزایش انفجارها و حملات در شمال غرب پاکستان تشدید شده است؛ از جمله انفجار کنار جادهای در سوم دسامبر 2025 در منطقه «دره آدمخیل» که به کشته شدن سه افسر پلیس انجامید.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که افکار عمومی اغلب از پیوندهای عمیق اجتماعی و فرهنگی میان بلوچها و پشتونها غافل میماند. با وجود تفاوت در اهداف سیاسی، این دو جامعه به طور تاریخی در کنار یکدیگر زندگی کردهاند و همچنان دارای ارتباطات قومی، قبیلهای و اجتماعی هستند. هر دو گروه نیز نوعی از ملتگرایی مبتنی بر هویت قومی خود را دنبال میکنند.
مطالعات مردمشناسی مورد اشاره در این گزارش نشان میدهد وابستگیهای قبیلهای در غرب پاکستان، بیش از مرزبندیهای صرف قومی، در شکلگیری هویت افراد نقش دارد. این وضعیت، زمینه همکاری، همزیستی و هماهنگی لجستیکی میان بازیگران شورشی را فراهم میکند.
بر اساس این ارزیابی، بلوچستان و خیبر پختون خوا همچنان محرومترین مناطق پاکستان بوده و توسعه نیافتگی مزمن، ضعف حکمرانی و بیاعتمادی عمیق به دولت مرکزی، فضایی را ایجاد کرده که شورش و ناامنی در آن رشد میکند.
همچنین مرزهای نفوذ پذیر افغانستان، وضعیت امنیتی را پیچیدهتر کرده و گسترش شبکههای طالبان در دو سوی مرز، پناهگاههای امنی برای عناصر تی تی پی و بی ال ای فراهم آورده است. در این گزارش حتی اشاره شده که شهر کویته ممکن است میزبان ساختارهای مهم طالبان از جمله شورای رهبری این گروه، باشد و در عین حال در برابر حملات ارتش آزادی بخش بلوچ نیز آسیبپذیر باقی بماند.
گزارش همچنین تأکید میکند بیثباتی داخلی پاکستان با اعلام یک جانبه استقلال بلوچستان از سوی «میر یار بلوچ» در مه 2025 تشدید شده است. به نوشته گزارش، هرچند بی ال ای و طالبان اهداف ایدئولوژیک متفاوتی دارند، اما هر دو در پی تضعیف اقتدار دولت پاکستان هستند و در مجموع، تهدیدی وجودی برای اسلامآباد محسوب میشوند؛ تهدیدی که دولت پاکستان هنوز آن را به عنوان یک بحران واحد نپذیرفته است.
در ادامه آمده است که با وجود اشتراکات فراوان، تفاوتهای مهمی نیز مانع همکاری عمیقتر میان دو گروه میشود. تفاوتهای زبانی و اختلاف در چشمانداز سیاسی، از جمله عوامل محدودکننده هستند.
ارتش آزادی بخش بلوچ خواهان تشکیل بلوچستانی سکولار و مبتنی بر هویت قومی بلوچ است، در حالی که تحریک طالبان پاکستان بهدنبال ایجاد یک امارت اسلامی در سراسر پاکستان است، نه یک دولت مستقل پشتونی. این تفاوتهای ارضی و ایدئولوژیک میتواند زمینه اختلاف میان دو گروه را فراهم کرده و فرصتهایی در اختیار اسلامآباد قرار دهد تا مانع هماهنگی بیشتر میان آنها شود.
در بخش پایانی گزارش هشدار داده شده که همزمان با افزایش تنشها در مرز هند و تشدید بحرانهای داخلی، پاکستان ممکن است وارد یکی از خطرناک ترین دورههای تاریخ خود شود؛ وضعیتی که شباهت هایی با بحران سال 2007 دارد؛ دورهای که ارتش پاکستان ناچار به اجرای عملیات نظامی گسترده برای مهار ناآرامیها شد.
این گزارش تأکید میکند برای جلوگیری از تکرار اشتباهات راهبردی گذشته، پاکستان باید بحران بلوچستان و مناطق شمالغربی را به عنوان بخش هایی از یک درگیری داخلی واحد بپذیرد. همچنین گسترش خدمات عمومی، به ویژه آموزش سکولار، میتواند وابستگی مردم به نهادهای مذهبی وابسته به طالبان را کاهش داده و حمایت محلی از گروههای شورشی را تضعیف کند.
در پایان نیز آمده است که ثبات پایدار در پاکستان تنها از طریق ادغام واقعی جوامع حاشیه نشین امکانپذیر خواهد بود و احترام به هویت فرهنگی بلوچها و پشتونها، شرط اصلی بازسازی اعتماد عمومی است. گزارش هشدار میدهد بدون مشارکت سیاسی واقعی، اسلامآباد در مهار تهدیدهای همگرای بی ال ای و تی تی پی با دشواری فزایندهای روبهرو خواهد شد.