خبر فوری

 
 
ایمیل‌های اپستین پرده از توافق محرمانه پاکستان و عربستان علیه انصارالله یمن برداشت
کد خبر :545934676

15:07 1404/11/29


برچسب ها : ائتلاف نظامی, ارتش پاکستان, ارتش یمن, انصارالله, ایران و آمریکا, ایران و اسرائیل, پاکستان و ایران, پاکستان و عربستان, پاکستان و عربستان سعودی, پاکستان و یمن, جنگنده JF-17, حریم هوایی پاکستان, حوثی ها, دولت یمن, مذاکرات محرمانه,

افشای مجموعه‌ای از ایمیل‌های مرتبط با پرونده جفری اپستین، بار دیگر ابعاد پنهان تحولات منطقه‌ای در میانه جنگ یمن را در کانون توجه قرار داده است؛ اسنادی که نشان می‌دهد وی از طریق یک کانال دیپلماتیک غیررسمی، در جریان رایزنی‌های محرمانه میان اسلام‌آباد و ریاض قرار گرفته بود.


اسلام‌آباد: به گزارش راز نیوز | افشای مجموعه‌ای از ایمیل‌های مرتبط با پرونده جفری اپستین، بار دیگر ابعاد پنهان تحولات منطقه‌ای در میانه جنگ یمن را در کانون توجه قرار داده است؛ اسنادی که نشان می‌دهد وی از طریق یک کانال دیپلماتیک غیررسمی، در جریان رایزنی‌های محرمانه میان اسلام‌آباد و ریاض قرار گرفته بود.

بر اساس ایمیلی با عنوان «توافق محرمانه پاکستان با سعودی‌ها درباره یمن» که در 7 آوریل 2015 نوشته شده، «نصرا حسن» دیپلمات پیشین سازمان ملل، گزارشی تفصیلی از مذاکرات پشت‌پرده میان پاکستان و عربستان سعودی درباره جنگ یمن را در اختیار ترژه رود-لارسن، دیپلمات شناخته‌شده نروژی و از معماران توافق‌های اسلو، قرار داده و او نیز این یادداشت را برای اپستین فوروارد کرده است.

در آن مقطع، ائتلاف تحت رهبری ریاض به فرماندهی محمد بن سلمان وزیر دفاع وقت عربستان، عملیات گسترده‌ای را علیه نیروهای انصارالله یمن (حوثی‌ها) آغاز کرده بود. جنگی که با بمباران‌های سنگین و درگیری‌های فرسایشی، یمن را به یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های انسانی معاصر بدل ساخت.

جزئیات توافق پنهانی

در بخش‌های کلیدی این ایمیل، به درخواست صریح پادشاه عربستان از نخست‌وزیر پاکستان برای اعزام نیروی زمینی به مناطق حساس مرزی با یمن اشاره شده است؛ درخواستی که به‌طور رسمی از سوی ارتش پاکستان رد شد.

همچنین درخواست‌هایی برای استفاده از جنگنده‌های جی‌اف-17 و اعزام ناوهای جنگی جهت کنترل بنادر یمن، از جمله عدن، مطرح شده بود که بنا بر متن ایمیل، با مخالفت ارتش پاکستان روبه‌رو شد؛ چراکه استفاده از این تجهیزات «غیرقابل پنهان‌سازی» و موجب واکنش شدید داخلی و بین‌المللی می‌شد.

با این حال، آنچه اهمیت اساسی دارد، بخش مربوط به «توافق محرمانه» است؛ جایی که نویسنده تصریح می‌کند که پاکستان به‌شدت نیازمند کمک مالی و نفتی عربستان برای عبور از بحران انرژی بوده و به همین دلیل، در حال کار بر روی یک سازوکار پنهانی با ریاض است.

بر اساس این روایت، ارتش پاکستان آمادگی داشت در صورت ضرورت، نیروهایی را در خاک عربستان مستقر کند و در کوتاه‌مدت نیز کماندوهای «گروه خدمات ویژه» (SSG) موسوم به «لک‌لک‌های سیاه» را برای پشتیبانی از نیروهای سعودی در امتداد مرز یمن اعزام کند. همچنین از نقش ناوهای پاکستانی در خلیج عمان و حتی هماهنگی با چین برای تداوم حضور دریایی در منطقه سخن به میان آمده است.

این در حالی بود که پارلمان پاکستان در 10 آوریل 2015 به‌طور رسمی با مشارکت مستقیم نظامی در جنگ یمن مخالفت کرد و مقامات سیاسی این کشور بر «بی‌طرفی» و ضرورت راه‌حل سیاسی تأکید داشتند.

شکاف میان مواضع رسمی و تحرکات پشت‌پرده

محتوای این اسناد، اگر دقیق و معتبر تلقی شود، تصویری از دوگانگی آشکار در سیاست منطقه‌ای پاکستان ارائه می‌دهد؛ از یک‌سو، اظهارات رسمی درباره عدم مداخله در جنگ یمن و پایبندی به اجماع داخلی، و از سوی دیگر، تلاش هم‌زمان برای انعقاد توافقی محرمانه با عربستان به‌منظور تأمین منافع اقتصادی و انرژی.

در واقع، آنچه از دل این مکاتبات برمی‌آید، نشان می‌دهد که بحران مالی و کمبود انرژی در پاکستان، به متغیری تعیین‌کننده در سیاست خارجی این کشور تبدیل شده است؛ تا آنجا که آمادگی برای ورود غیرعلنی به یک منازعه منطقه‌ای نیز در چارچوب تأمین منابع مالی و نفتی قابل تصور بوده است. این وضعیت، نشانه‌ای از تقدم ملاحظات اقتصادی فوری بر ملاحظات اعلامی سیاسی و حتی افکار عمومی داخلی است.

چنین رویکردی، پرسش‌هایی جدی درباره میزان تطابق میان مواضع رسمی دولت و تصمیم‌سازی‌های نهادهای امنیتی و نظامی پاکستان مطرح می‌کند. اگرچه در سطح علنی، سیاست عدم مداخله اعلام شد، اما اسناد نشان می‌دهد که در پشت صحنه، سازوکارهای جایگزین برای ایفای نقش غیرمستقیم در حال بررسی بوده است. این ناهمخوانی، نه‌تنها اعتماد داخلی، بلکه اعتبار بین‌المللی سیاست خارجی پاکستان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بازتاب‌های فرامنطقه‌ای و سابقه ادعاهای مشابه

برخی تحلیلگران با استناد به همین سابقه، به ادعاهایی اشاره می‌کنند که در منازعات بعدی منطقه‌ای نیز مطرح شده است؛ از جمله در جریان جنگ دوازده‌روزه میان اسرائیل با پشتیبانی آمریکا علیه ایران، که برخی منابع مدعی استفاده جنگنده‌های آمریکایی–اسرائیلی از حریم هوایی پاکستان شدند. هرچند مقامات رسمی اسلام‌آباد این ادعا را رد کردند، اما تجربه تضاد میان مواضع اعلامی و تحرکات پشت‌پرده در پرونده یمن، موجب شده است چنین ادعاهایی در فضای تحلیلی به‌طور کامل محتمل تلقی شود.

این مسئله، تصویری پیچیده از ساختار قدرت در پاکستان ارائه می‌دهد؛ ساختاری که در آن، سیاست خارجی گاه در تقاطع منافع فوری اقتصادی، محاسبات راهبردی ارتش و ملاحظات ژئوپلیتیکی بازیگران منطقه‌ای تعریف می‌شود؛ نه الزاماً در چارچوب مواضع اعلامی دولت‌های منتخب.

چشم‌انداز آینده: ابهام در رفتار منطقه‌ای

با توجه به این سوابق، پرسش کلیدی آن است که در بحران‌های آینده منطقه‌ای و جهانی، رفتار پاکستان تا چه اندازه قابل پیش‌بینی و همسو با اظهارات رسمی خواهد بود؟ کشوری که برای عبور از بحران مالی و انرژی، آماده انعقاد توافق‌های محرمانه امنیتی است، ممکن است در بزنگاه‌های حساس، تصمیماتی اتخاذ کند که با مواضع علنی‌اش همخوانی نداشته باشد.

از این منظر، پرونده ایمیل‌های افشاشده تنها بازخوانی یک مقطع تاریخی نیست، بلکه هشداری درباره الگوی تصمیم‌سازی در یکی از بازیگران مهم جنوب آسیاست؛ الگویی که نشان می‌دهد در پسِ بیانیه‌های رسمی و مواضع دیپلماتیک، همواره امکان وجود «دست‌های پنهان» و توافقات غیرعلنی وجود دارد.

در نهایت، این اسناد ـ صرف‌نظر از ابعاد حقوقی و سیاسی ارتباط اپستین با محافل دیپلماتیک ـ بیش از هر چیز، شکاف میان گفتار و کردار در سیاست خارجی پاکستان را برجسته می‌کند؛ شکافی که پیامدهای آن می‌تواند فراتر از مرزهای این کشور و در معادلات امنیتی منطقه‌ای بازتاب یابد.

ارسال نظر

 
1