
گلگت-بلتستان: به گزارش راز نیوز| آغا محمد روحالله صالحی، تحلیلگر مسائل راهبردی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی جایگاه گلگتبلتستان در چارچوب منافع ایالات متحده آمریکا و چین پرداخته و این منطقه را یکی از مراکز مهم رقابت ژئوپلیتیکی میان دو قدرت جهانی توصیف کرده است.
به گفته این تحلیلگر، طی دو دهه اخیر و با افزایش احتمال تبدیل شدن چین به یک قدرت جهانی، واشنگتن توجه ویژهای به مهار این کشور معطوف کرده و چین را بهعنوان یک رقیب جدی و روبهظهور در نظر گرفته است.
در همین چارچوب، آمریکا با هدف محدودسازی نفوذ چین، سیاست گسترش حضور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را در کشورهای همجوار چین در پیش گرفته و سازماندهی فعالیتهای ضدچینی را در اولویت قرار داده است.
نقش یواسایِد در راهبرد آمریکا
در این تحلیل آمده است که « آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده» (USAID) بهعنوان یک نهاد دولتی آمریکا، بهصورت ظاهری در حوزه کمکهای توسعهای و انسانی فعالیت میکند و مأموریت رسمی آن، مبارزه با فقر، توسعه اقتصادی، ترویج دموکراسی و امدادرسانی در بحرانهای طبیعی و انسانی عنوان میشود. بر این اساس، یواسایِد در حوزههایی نظیر آموزش، بهداشت، انرژی و محیط زیست در کشورهای مختلف حضور فعال دارد.
با این حال، نویسنده این یادداشت تأکید میکند که این آژانس در عمل بستری برای نفوذ نهادهای اطلاعاتی آمریکا، بهویژه سازمان سیا، در مناطق حساس به شمار میرود.
به اعتقاد وی، ورود مستقیم نهادهای اطلاعاتی با حساسیتهای محلی مواجه میشود، اما فعالیت تحت عنوان «نهاد خیریه و توسعهای» نهتنها با مخالفت روبهرو نمیشود، بلکه اغلب با استقبال جوامع محلی همراه است. یواسایِد دقیقاً بر اساس همین راهبرد پنهان طراحی شده و از پوشش فعالیتهای انسانی برای پیگیری اهداف بلندمدت و پنهانی استفاده میکند.
آمریکا و اهداف آن در گلگتبلتستان
در ادامه این تحلیل آمده است که ترویج قومگرایی و دامن زدن به اختلافات فرقهای، از اهداف اصلی آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده در گلگتبلتستان محسوب میشود.
به باور این تحلیلگر، از زمان آغاز فعالیت این نهاد در گلگتبلتستان، بهجای تقویت همبستگی مذهبی، نشانههای افزایش تعصب، تفرقه و گرایشهای قومگرایانه در میان جوانان منطقه بهطور محسوسی گسترش یافته است.
وی تصریح میکند که در پوشش پروژههای آموزشی، اهدافی دنبال میشود که در رأس آن، زمینهسازی برای نفوذ فرهنگ و سبک زندگی غربی قرار دارد. در نتیجه، بستر فکری برای ترویج قومگرایی و حتی گرایشهای جداییطلبانه در میان جوانان فراهم شده است.
این تحلیلگر تأکید میکند که طرح ایده جدایی گلگتبلتستان از پاکستان و تبدیل آن به یک دولت مستقل، بخشی از همین چارچوب راهبردی است؛ چارچوبی که هدف نهایی آن ایجاد هراس نسبت به چین، تشدید اختلافات فرقهای و ناکام گذاشتن پروژههای اقتصادی چین در منطقه است.
واکنش چین و ترویج مارکسیسم
در مقابل این راهبرد، به گفته نویسنده، چین مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و بهجای تکیه بر قومگرایی، تلاش کرده است مارکسیسم را بهعنوان یک الگوی فکری جایگزین در این مناطق ترویج کند. به اعتقاد وی، پکن با احیای مفاهیم مارکسیستی و ارائه آن بهعنوان اندیشهای نجاتبخش، تلاش دارد وفاداری فکری جوانان گلگتبلتستان را به منافع خود پیوند بزند.
این تحلیل تصریح میکند که اگرچه مارکسیسم مجموعهای از مفاهیمی همچون الحاد، اشتراکگرایی، دینستیزی و سکولاریسم را در بر دارد، اما چین این مفاهیم را با نوعی همدلی و وفاداری سیاسی نسبت به پکن همراه ساخته است. در همین راستا، تعداد قابل توجهی از جوانان گلگتبلتستان از طریق بورسیههای تحصیلی به چین اعزام میشوند.
نویسنده خاطرنشان میکند که این افراد پس از بازگشت به منطقه، از منظر فکری به مدافعان منافع چین تبدیل شده و در سطح محلی، روایت مورد نظر پکن را ترویج میکنند.
راهکارهای بازگشت جوانان به هویت اسلامی
صالحی در بخش پایانی تحلیل خود، بر ضرورت بازگرداندن جوانان گلگتبلتستان از الحاد، مادیگرایی و دینگریزی به سوی تفکر و ایدئولوژی اسلامی تأکید کرده و راهکارهایی را در این زمینه ارائه داده است.
به گفته وی، نخست آنکه اندیشه اسلامی باید با زبانی عقلانی، فکری و روزآمد به جوانان عرضه شود تا آنان بتوانند دین را نه احساسی، بلکه منطقی درک کنند. دوم، پاسخگویی علمی و صریح به پرسشها و تردیدهای ذهنی نسل جوان است.
وی همچنین بر ارائه تفسیر جامع از دین اسلام تأکید کرده و میگوید دین نباید صرفاً به عبادات محدود شود، بلکه باید بهعنوان یک نظام کامل در حوزههای زندگی، سیاست، اجتماع و اقتصاد معرفی شود. علاوه بر این، عالمان دینی، اساتید و نخبگان مذهبی باید خود نمونه عملی آموزههای دینی باشند تا جوانان اسلام را در رفتار و کردار آنان مجسم ببینند.
این تحلیلگر نقش رسانهها، نهادهای آموزشی و فرهنگی را در تقویت ایدئولوژی اسلامی تعیینکننده دانسته و بر لزوم احیای مفاهیمی چون معنویت، خودشناسی و هدفمندی زندگی در میان جوانان تأکید کرده است. به باور وی، بازگرداندن نسل جوان به اسلام از طریق فهم، استدلال و الگوی عملی امکانپذیر خواهد بود.