
بلوچستان: به گزارش راز نیوز | در حالی که ایالات متحده آمریکا در چارچوب راهبرد جدید خود برای کاهش وابستگی به زنجیره تأمین مواد معدنی تحت سلطه چین، از برنامه سرمایهگذاری 1.25 میلیارد دلاری در ایالت معدنی و ناآرام بلوچستان پاکستان خبر داده است، تشدید خشونتهای مسلحانه در این منطقه بار دیگر شکنندگی امنیت و مخاطرات این طرح را آشکار ساخته است.
دولت دونالد ترامپ در ماه دسامبر اعلام کرد که قصد دارد از طریق بانک صادرات و واردات آمریکا مبلغ 1.25 میلیارد دلار در پروژه متوقفشده معدن «ریکودیک» سرمایهگذاری کند؛ معدنی که از بزرگترین ذخایر مس و طلا در جهان برخوردار است و در قلب ایالت بلوچستان، بزرگترین ایالت پاکستان در سواحل دریای عرب، قرار دارد. این اقدام بخشی از تلاش واشنگتن برای مقابله با سلطه چین بر بازار جهانی مواد معدنی حیاتی ارزیابی میشود.
اما تنها چند هفته پس از این اعلام، واقعیتهای میدانی بلوچستان بار دیگر خودنمایی کرد. در تاریخ 31 ژانویه، شبهنظامیان جداییطلب بلوچ با اجرای حملات هماهنگ و گسترده به اهداف دولتی و غیرنظامی در دستکم 9 شهر و منطقه بلوچستان، دستکم 36 غیرنظامی و 22 نیروی امنیتی را به قتل رساندند. ارتش پاکستان اعلام کرد که صدها نفر از عناصر گروه موسوم به «ارتش آزادیبخش بلوچ»، که مرگبارترین گروه مسلح فعال در این منطقه محسوب میشود، در این حملات مشارکت داشتهاند.
در واکنش، دولت پاکستان عملیات گسترده امنیتی را آغاز کرد و هفته گذشته اعلام نمود که بیش از 200 شبهنظامی در جریان تلاشها برای بازگرداندن کنترل امنیتی ایالت کشته شدهاند. با این حال، تحلیلگران معتقدند این اقدامات هنوز نتوانسته ریشههای عمیق بحران امنیتی بلوچستان را مهار کند.
طرح پیشنهادی ایالات متحده فراتر از یک سرمایهگذاری صرف معدنی است و ابعاد ژئوپلیتیکی و امنیتی روشنی دارد. در این چارچوب، سرمایهگذاران آمریکایی توسعه شهر ساحلی و صیادی «پسنی» در ایالت بلوچستان پاکستان را بر عهده خواهند گرفت؛ شهری که قرار است بهعنوان پایانهای راهبردی برای دسترسی آمریکا به معادن حیاتی پاکستان عمل کند.
بندر پسنی تنها حدود 100 مایل با مرز ایران و نزدیک به 70 مایل با بندر گوادر فاصله دارد؛ بندری که با حمایت مالی و راهبردی چین ساخته شده و یکی از ارکان اصلی ابتکار «کمربند و جاده» پکن بهشمار میرود. این موقعیت جغرافیایی حساس، پسنی را به نقطهای کلیدی در رقابت قدرتهای بزرگ در دریای عرب بدل کرده است.
رقابت آمریکا و چین در سرزمینی ناآرام
اهمیت راهبردی و منابع غنی بلوچستان، این ایالت را سالهاست به کانون سرمایهگذاری چین تبدیل کرده است. پروژههای کلان بندری، فرودگاهی و معدنی پکن در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده»، حضور اقتصادی چین را در این منطقه تثبیت کرده است. بر اساس آمار مؤسسه امریکن اینترپرایز، چین بین سالهای 2004 تا 2025 نزدیک به 70 میلیارد دلار، عمدتاً در قالب وام، در پاکستان سرمایهگذاری کرده است.
با وجود حملات مکرر شبهنظامیان بلوچ به اتباع و پروژههای چینی، پکن همچنان به حضور خود ادامه داده است. در حال حاضر، یکی از معادن بزرگ بلوچستان که تحت مالکیت دولت پاکستان و مدیریت یک شرکت چینی قرار دارد، بزرگترین منبع صادرات مس این کشور محسوب میشود و تولید آن به مقصد چین صادر میگردد.
اکنون واشنگتن، که پس از محدودیتهای صادراتی چین بر عناصر نادر خاکی در چارچوب جنگ تجاری، بیش از پیش نگران امنیت دسترسی به مواد معدنی حیاتی شده، تلاش دارد وارد میدان بلوچستان شود. اما کارشناسان هشدار میدهند که هرگونه حضور آمریکا نیز با همان مخاطرات امنیتی روبهرو خواهد بود.
لیزا کرتیس، کارشناس جنوب آسیا در اندیشکده «مرکز امنیت نوین آمریکا» در واشنگتن، میگوید: «سرمایهگذاران آمریکایی تاکنون به دلیل بیثباتی، از بلوچستان دوری کردهاند و شبهنظامیان بلوچ قطعاً هر شرکت آمریکایی را که وارد این منطقه شود، هدف قرار خواهند داد.»
آزمون اعتماد جهانی به پاکستان
سناتور مشاهد حسین وزیر پیشین اطلاعرسانی پاکستان، سرمایهگذاری آمریکا در حوزه مواد معدنی را فرصتی حیاتی برای اقتصاد پاکستان توصیف میکند، اما هشدار میدهد که تداوم ناامنی میتواند این فرصت را از بین ببرد.
وی تأکید میکند: «این یک آزمون واقعی برای تضمینهای بینالمللی پاکستان است که آیا میتواند محیطی امن و توانمند برای سرمایهگذاری خارجی فراهم کند یا خیر. حملات مکرر، اعتماد سرمایهگذاران را تضعیف خواهد کرد؛ چه چینی باشند، چه آمریکایی و چه عرب.»
در همین حال، شرکت کانادایی «بَریک ماینینگ» که مالک 50 درصد پروژه ریکودیک است (۵۰ درصد دیگر متعلق به دولت پاکستان است)، اعلام کرده بهدنبال حملات اخیر، بازبینی امنیتی تازهای را آغاز کرده است. طبق برنامهریزی جدید، آغاز تولید این معدن به سال 2028 موکول شده است؛ معدنی که سالها به دلیل ناامنی و اختلافات حقوقی و اداری، نماد دشواری بهرهبرداری از ثروتهای طبیعی بلوچستان بوده است.
موضع دولت پاکستان و ابعاد اجتماعی بحران
دولت پاکستان میگوید تمامی پروژههای دارای سرمایهگذاری خارجی تحت حفاظت کامل قرار دارند. طلال چودری، معاون وزیر کشور پاکستان، تصریح کرده است: «پاکستان اقدامات قاطع و قانونی برای تأمین امنیت بلوچستان و حفاظت از همه سرمایهگذاریهای راهبردی و معدنی حیاتی انجام داده است.»
با این حال، واقعیتهای اجتماعی بلوچستان پیچیدهتر از صرف یک مسئله امنیتی است. مردم بلوچ در پاکستان، ایران و افغانستان پراکندهاند و الحاق بلوچستان به پاکستان در پایان دوران استعمار بریتانیا، نزدیک به هشت دهه شورش و ناآرامی را رقم زده است.
در سالهای اخیر، چهرههایی چون «مهرنگ بلوچ» فعال حقوق بشر، با برگزاری تحصنها و راهپیماییهای مسالمتآمیز، توجه افکار عمومی را به موضوعاتی نظیر ناپدیدسازیهای اجباری و نقض حقوق بشر جلب کردهاند. بازداشت او از مارس 2025، به گفته کارشناسان سیاسی، خشم عمومی را تشدید کرده و به رادیکالیزه شدن بخشی از جوانان تحصیلکرده، از جمله زنان، انجامیده است.
سال گذشته، شبهنظامیان بلوچ حتی موفق شدند یک قطار را متوقف کرده و صدها مسافر، از جمله نیروهای امنیتی، را به گروگان بگیرند؛ رویدادی که عمق بحران را آشکار ساخت. دولت پاکستان اما هرگونه نقض سیستماتیک حقوق بشر در بلوچستان را رد میکند.
اتهامات منطقهای و چشمانداز آینده
اسلامآباد افزایش خشونتها در بلوچستان را به حمایت هند نسبت میدهد؛ اتهامی که دهلینو آن را قاطعانه رد کرده است. این تنش منطقهای، در کنار رقابت قدرتهای بزرگ بر سر مواد معدنی حیاتی، آینده بلوچستان را به نقطهای حساس در معادلات ژئوپلیتیکی بدل کرده است.
پاکستان قرار است در ماه آوریل، میزبان یک مجمع سرمایهگذاری در حوزه مواد معدنی حیاتی با حضور آمریکا و چین باشد. وزیر برنامهریزی پاکستان برآورد کرده است که این کشور میتواند صادرات سالانه مواد معدنی حیاتی خود را، با احتساب فرآوری، از حدود 2 میلیارد دلار کنونی به 6 تا 8 میلیارد دلار افزایش دهد؛ هدفی که تحقق آن، بیش از هر چیز، به برقراری ثبات پایدار در بلوچستان وابسته است.
در مجموع، آنچه از این تحولات برمیآید، آن است که بلوچستان نهتنها به میدان منازعه داخلی میان دولت پاکستان و گروههای شورشی بدل شده، بلکه بهتدریج در حال تبدیلشدن به صحنهای از رقابت مستقیم ژئوپلیتیکی میان آمریکا و چین است.
بر اساس متن طرحی که در اختیار فایننشال تایمز قرار گرفته، بندر پسنی میتواند «توازن راهبردی» را در دریای عرب و حتی آسیای مرکزی به نفع واشنگتن تغییر دهد و بهعنوان وزنهای در برابر نفوذ چین در بندر گوادر عمل کند.
در این سند تصریح شده است که نزدیکی پسنی به ایران و مسیرهای منتهی به آسیای مرکزی، گزینههای تجاری، لجستیکی و امنیتی آمریکا را بهطور قابلتوجهی گسترش میدهد. با این حال، تداوم ناامنی، نارضایتیهای تاریخی مردم بلوچ، و تشدید فعالیتهای مسلحانه، این منطقه را به آزمونی سرنوشتساز برای اسلامآباد بدل کرده است؛ آزمونی که موفقیت یا شکست آن، نهتنها آینده سرمایهگذاری خارجی در پاکستان، بلکه جایگاه این کشور در معادلات جدید قدرت در جنوب و غرب آسیا را رقم خواهد زد.